تبلیغات
"همه جوره" - جوان ثروتمند و پند عارف

صفحه نخست | ارتباط با ما | ایمیل مدیر | آر اس اس | طراح قالب

سرگرمی,مطالب خواندنی,بازی های آنلاین,بازی های کامپیوتری و ...

منوی اصلی

:: صفحه نخست

:: ایمیل مدیر

:: ارتباط با ما

:: نسخه موبایل

:: آر اس اس

:: طراح قالب


موضوعات

:: خواندنی ها
:: دنیای موبایل
:: فوتبال ایران
:: فوتبال اروپا
:: بازی آنلاین
:: کد های تقلب
:: آموزشی
:: شعر و شاعری
:: زبان انگلیسی
:: داستان ها
:: دنیای اینترنت
:: سرگرمی و تفریح

سایت های همکار


آمار و نویسندگان

نویسندگان :
:: سامان اینتر میلان

آمار بازدید :
» تعداد مطالب :
» تعداد نویسندگان :
» آخرین بروز رسانی :
» بازدید امروز :
» بازدید دیروز :
» بازدید این ماه :
» بازدید ماه قبل :
» بازدید کل :
» آخرین بازدید :






درباره


با سلام به وبلاگ من"خوش آمدید"
این وبلاگ خصوصی بوده و تمامی حقوق آن متعلق به نویسنده و مدیر آن(سامان) می باشد امید وارم که از مطالب موجود در آن نهایت استفاده را ببرید با آرزوی سلامتی برای شما دوست عزیز.
توضیحات و راهنما: برای استفاده از مطالب این وبلاگ باید بر روی یکی از عنوان های آن در بخش موضوعات کلیک کنید تا مطالب مربوط به آن موضوع برای شما نمایش داده شود هر عنوان دارای تعدادی مطلب می باشد.همچنین شما می توانید از لینک های موجود در صفحه بازدید کنید.
هشدار:لطفا از مطالب موجود در این وبلاگ کپی برداری نکنید حتی شما دوست عزیز.
پیشنهاد:لطفا در دادن نظر به مطالب کم لطفی نکنید.
"با تشکر از شما"
سامان
ما را می توانید در این وبلاگ ها ببینید:
www.saman9.blogfa.com
www.saman9.mihanblog.com
مدیر وبلاگ: سامان اینتر میلان


پیوند های روزانه

:: اسلنگ ها
:: انجمن شعر پارسی
:: چرت و پرت سرا
:: سایت رسمی اینتر میلان
:: زادگاهم بنار آبشیرین
:: بنارانه
:: آدرس ما در بلاگفا
:: شهر دانلود
:: شانتارو

» لیست پیوندهای روزانه
» ارسال پیوند

لوگوی ما






لوگوی همکاران

عنوان وبلاگ دوستان شما
عنوان وبلاگ دوستان شما


آرشیو ماهانه

:: هفته چهارم تیر 1390

تبلیغات





جوان ثروتمند و پند عارف

مرتبط با : داستان ها

جوان ثروتمندی نزد عارفی رفت و از او اندرزی برای زندگی نیک خواست.

عارف او را به کنار پنجره برد و پرسید: چه می بینی؟
گفت: آدم هایی که می آیند و می روند و گدای کوری که در خیابان صدقه می گیرد
بعد آینه بزرگی به او نشان داد و باز پرسید: در آینه نگاه کن و بعد بگو چه می بینی؟
گفت: خودم را می بینم !
عارف گفت: ....

دیگر دیگران را نمی بینی !
آینه و پنجره هر دو از یک ماده ی اولیه ساخته شده اند : شیشه
اما در آینه لایه ی نازکی از نقره در پشت شیشه قرار گرفته و در آن چیزی جز شخص خودت را نمی بینی
این دو شی شیشه ای را با هم مقایسه کن :
وقتی شیشه فقیر باشد، دیگران را می بیند و به آن ها احساس محبت می کند.
اما وقتی از جیوه (یعنی ثروت) پوشیده می شود، تنها خودش را می بیند
تنها وقتی ارزش داری که شجاع باشی و آن پوشش جیوه ای را از جلو چشم هایت برداری،
تا بار دیگر بتوانی دیگران را ببینی و دوستشان بداری


»

نوشته شده توسط سامان اینتر میلان در دوشنبه 27 تیر 1390

نظرات ()


مطالب پیشین

:: رنجش
:: امام و مرد دلقک
:: امتحان داماد ها
:: اسم شما به ژاپنی چی میشه؟
:: یه چیز جالب
:: رابطه ی این چیه؟
:: اصطلاحات انگلیسی
:: فال میوه ها
:: خوب در رفتی از اینجا ناقلا
:: تعریف شغل ها
:: عجایب هفتگانه
:: افزایش سرعت اینترنت
:: جوک و اس ام اس
:: دانستنی ها
:: تست هوش

» لیست کامل مطالب ارسالی

Powered By mihanblog.com Copyright © 2010 by saman9
This Themplate By DayyerTemp.MihanBlog